سفربه عتبات قسمت چهارم

 

روز 4 شنبه ساعت 8:20 دقیقه عازم کربلا هستیم. همه هم کاروانی ها خسته اند چرا که اعمال نجف تمام شد. امروز ساعت 3 صبح از خواب بیدار شدیم تا برای    وداع به حرم حضرت امیر برویم. نماز صبح رو حرم بودیم برای صبحانه برگشتیم هتل، ساکهای رو بستیم و سوار ماشین ها شدیم و عازم کربلا.

دل کندن از حرم حضرت امیر خیلی سخته چرا که فکر می کنی تو خونه خودت بودی. میگن برای رفتن به کربلا بایستی اذن بگیری تا راهیت کنن. شاعری این تعبیر رو به شعر در آورده بود.

زایر همیشه بعد نجف کربلا رود     یعنی غدیر اذن دخول محرم است

و اما کربلا همیشه تو هیئت وقتی می خوندن،

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا                 بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

دلم می گرفت ومی گفتم  آیا میشه ما هم یک روزی بریم کربلا، ولی ظاهرا این امر شدنی بود و آقا طلبیده بود. راه بین نجف تا کربلا خیلی آبادتر بود نسبت  به مرز تا نجف  هم ازنظر جاده و هم اطراف.

ظهر رسیدیم کربلا، نزدیک حرم که شدیم ابتدا حرم حضرت ابالفضل  دیده می شه و بعد  حرم  امام حسین علیه السلام، همه تو حال و هوای خودشون بودن هر کسی با آقاش درد دل می کرد.

رسیدیم به ترمینال وماشین هایی هیوندای استیشن  برای انتقال زایران به هتل اومدن ساکها رو هم سوار دو تا وانت کردیم و من به همراه دو جوون با ماشین ساکها راهی هتل شدیم.  به یکی از حرمها نزدیک شدیم  پرسیدم  این حرم کیه  گفت: حرم ابالفضل و با دست حرم امام  حسین رو نشون داد و گفت این هم حرم سیدالشهدا .

حال قریبی بود برای بار اول که حرم ها رو می بینی خیلی حال میده نمیشه گفت ان شالله خدا قسمت همه بکنه

رفتیم هتل تقریبا نزدیک حرم بود و پیاده 10 دقیقه فاصله داشت. ساکها رو گذاشتیم و رفتیم ناهار و سریع رفتیم برای زیارت حرم امام حسین. نماز ظهر رو  تو صحن مسقف شده خوندیم و روحانی کاروان یکسری توضیحات داد و رفتیم زیارت.

میگن زیر قبه  امام حسین سه دعا براورده می شه همیشه برام سئوال بودکه چرا امام حسین همچین ویژگی رو دارند تا اینکه به جوابم رسیدم.  میگن امام حسین چون همه چیزش رو برای خدا داد خدا هم به خاطر این گذشت این لطف رو به زایران امام حسین کرده و سه دعا را مستجاب می کنه.

خوبی کربلا این بودکه زایر در اختیار خودش بود. ما هم سعی صفا و مروه رو بجا می اوردیم یک نماز حرم حضرت عباس و یک نماز حرم امام حسین تا سه روز همین روال بود. یک شب جمعه هم در کربلا بودیم و آن شب صفایی داشت که نمی توان توصیف کرد.

نظر شما چیست

نظر شما