ورود به کربلا

ای یاران من! می بینید که چگونه بلا و شدت بر ما وارد گردید. همانا راه و رسم روزگار وارونه شد و صورت کریه و زشت آن پدیدار گردید, و از نیکویی و معروف چیزی مگر بسیار ناچیز و فریبنده به جای نمانده است و بر این برگشتگی خود ادامه داد, زیستن در این روزگار سخت ناگوار است. آیا نمی بینید که کسی به حق عمل نمی کند و برای باطل انتهایی نیست ؟

در چنین وضعی یک مرد خدا باید طالب مرگ باشد, و بدون تردید لقای پروردگار خود را آرزو کند و من در این شرایط مرگ را  جز سعادت و زندگی با ستمگاران و ناپاکان را جز ذلت و ننگ نمی بینم.

( خطبه امام علیه السلام در زمان جلوگیری حر از تغییر مسیر کاروان حسینی )

سیاست امویان در حکومت داری این بود که تنها  ظاهر اسلام حفظ شود و محتوی خالی شود.  از این رو دست به یکسری اقدامات زدند از جمله :

  • تبلیغات به نفع اموی ها و خصوصا معاویه و قراردادن او در صف اصحاب بزرگ پیامبر
  • اهانت به ساحت مقدس علی علیه السلام
  • ممنوعیت های اجتماعی برای شیعیان از جمله : شهادت در دادگاه, قضاوت, امامت جماعت, و کشتن بزرگان شیعه

قیام امام حسین علیه السلام به این دلیل در سینه ها و دل ها ثبت شده است  که سخنان ایشان با خون خودش نوشته شده و هر گز پاک نمی شود چرا که از نهایت تصمیم و عمق اندیشه حکایت می کند.

امام به دنبال منفعت جویی نبود همانندعبدالله بن زبیر این شخص نیز با یزید بیعت نکرد ولی در راه امام حسین هم نبود. قیام امام حسین علیه السلام  و اثر شهادت ایشان باعث شد تا پرده های ریاکاری و نفاق دریده شود. و حساب امویان را با ان سابقه ای که اعلام شد از حساب اسلام جدا کند.

یعنی امویان به دنبال این بودند که به بهانه اسلام داری و حاکم بودن در جامعه اسلامی به اهداف خود برسند و برایشان مهم نبود که برای رسیدن به این اهداف چه چیزی را قربانی می کنند و امام حسین علیه السلام برای جلوگیری از قربانی شدن اسلام دست به این قیام زد. این قیام بر پایه امر به معروف و نهی از منکر بود امام علیه السلام در جای جای مسیر حرکت و حتی در روز عاشورا نیز از هدایت و آگاه کردن مردم از توطیه های امویان دست بر نمی داشت. متاسفانه جهل مردم در این زمینه باعث شده بود که تنها ظاهر را ببینند و تفکر و عمق اندیشه امام را درک نکنند.

این مورد برای نسل امروز نیز دور نیست به راحتی می توان حادثه عظیم و ماندگار کربلا را به قیام امام زمان عج نزدیک دانست. در زمان ظهور حضرت نیز بسیاری از مردمان حتی ممکن است خود ما در برابر ایشان بایستیم چرا که در این چندین سالی که از عمر ما می گذرد متاسفانه هیچ اگاهی در زمینه اسلام ناب به ما داده نشده است.

ادامه مقتل …

امام حسین علیه السلام در ادامه راه و دو منزل مانده به کربلا با « حربن یزید ریاحی » و هزار سوار برخورد کردندو امام به او گفتند : با مایی یا علیه ما ؟

حر جواب داد : علیه شما هستم. امام فرمود : لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم .

در اصل می توان گفت حریکی از عوامل اصلی عدم برگشت امام از راه کوفه بود چرا که زمانی که مقابل امام وارد شده بود امام به او فرمودند ما به سمت کوفه نمی روی و از هیمن جا بر می گردیم ولی این حر بود که اجازه برگشت به امام را نداد .

امام به سمت چپ خود حرکت کردند تا به « عذیب حجانات » رسیدند . نامه ای از ابن زیاد به دست حر رسید که در آن حر را ملامت کرده بود و اعلام کرده بود که بر امام سخت بگیر و حر جلوی حرکت امام را گرفت . امام فرمودند: تو گفتی به سمت کوفه و مدینه نرویم  این حال این مسیر  غیر از آنها است

امام پس از مقابله با این حرکت حر خطبه معروف خود را ایراد فرمودند. پس از اینکه خطبه امام تمام شد یاران ایشان یکایک به پاخواستند و حمایت خودشان را از امام و خانواده ایشان اعلام کردند

امام علیه السلام در روز دوم محرم به کربلا رسیدند و وقتی نام سرزمین را شنیدند فرمودند : پروردگارا از اندوه و بلا به تو پناه می برم.

امام علیه السلام پس از پیاده شدن و آرام گرفتن کاروان در کربلا مشغول بررسی و اصلاح شمشیر شدند و زیر لب شعری را خواندند که به شعر مرگ در مقاتل از آن یاد شده است :

« یا دهر اف لک من خلیل                  کم لک بالاشراق و الاصیل

من طالب و صاحب قتیل                   والدهر لا یقنع بالبدیل

و انما الامر الی الجلیل                     و کل حی فالی سبیل

ما اقب الوعد الی الرحیل                 الی جنان و الی مقیل  »

« ای روزگار اف بر تو باد که دوست بدی هستی, چه بسیار صبح و شام که صاحب و طالب حق کسته گشته,و روزگار تغییر نمی کند, و امور به خدای بزرگ باز می گردد, و هر موجود زنده ای این راهی را که من رفتم خواهد رفت. »

امام در این شعر نیز اعلام می دارد که هر موجود زنده ای, یعنی قیام امام حسین علیه السلام زنده کننده جان هاست و موجودات عالم که قدرت شعور و درک قیام را داشته باشند از هر طیفی و هر نوع نژادی مسیر مرا ادامه می دهند و این تنها به یک زمان خاص محدود نمی شود. همانطور که در تاریخ معاصر ما « گاندی » رهبر انقلابیون هند نیز عامل قیام خود و تشویق کننده در مسیر خودش را امام حسین و قیام او می داند.

زینب علیها السلام وقتی این اشعار را شنید فریاد زد : آه چه مصیبتی ! حسین خبر مرگش را به من می دهد !

ام کلثوم صدا زد : ای وای یا محمد,ای وای یا علی, ای وای مادرم, ای وای از بیچارگی بعد از تو یا اباعبدالله !

 

همیشه برای من سوال بود که چرا امام علیه السلام خانواده خود را به همراه خود بردند اینکه یک نفر می خواهد علیه حکومت و نفاق و ریا قیام کند چه کاری است که زن و فرزند و اهل خود را به همراه خود ببرد مگر نه این است که دست و پای او گرفته و محدود تر می شود.

اما با مشخص شدن چهره خاندان اموی این حرکت امام حسین نیز از درایت ایشان خبرداد که اگر خاندان امام علیه السلام در مکه یا هر مکان دیگری می بودند یزید آنها را دستگیر می کرد و با شکنجه و آزاذ و اذیت آنها باعث می شد تا قیام امام  و این جهاد مقدس ناکام بماند.

 

 

 

 

نظر شما چیست

نظر شما