سردی زمستان

بالاخره پس از یک هفته هوای گرم در اوایل دی ماه در مشهد از سه شنبه شب شاهد بارش برف و رحمت الهی در این شهر مقدس بودیم این بارش به حدی بود که تا روز 5 شنبه حدود ساعت 10 صبح نیز ادامه داشت . سردی هوا امشب یعنی 7/10/1391 خود را چنان در مشهد بروز می دهد که به گفته خبر سردترین شهر مشهد می باشد.کرسی زمستونی

زمستون قشنگییش به اینه که عصر از سرکار بیای و دماغت قرمز و دستات از سرما  روی بخاری که می گیری سوزن سوزن بشه و پاهات سر بشه. بعد یک لیوان چای داغ کنار بخاری رو نوش جان کنی و بشین با خانواده صحبت روزانه و اگر اهل مطالعه هستی کتابی رو ورق بزنی یا اینکه دو سه تا فیلم دانلود کنی یا از کلوپ بگیری ( بهتره حق کپی رایت رو رعایت کنیم ) بشینی پای فیلم.

تلویزیون که متاسفانه چیز خاصی نداره یا اگر هم هست سریالهایی هست که آخر شب نمایش می ده و فیلم های -14 که ساعت پایانی شب از شبکه نمایش پخش میشه . ما که صبح زود می خوایم بریم سرکار نمی تونیم بشینیم پای این بخش های تلویزیون.

ولی خدا رحمت کنه بزرگتر های ما رو که واقعا وجود بزرگتر تو هر خونه ای نعمته. به گرمای وجود اونها دلمون خوش بود که دور هم تو این سرما می شستیم و داستانها یا خاطرات قشنگی رو برای ما از دوران زندگیشون می گفتن و کلی شاد می شدیم یا اشکمون در می اومدو خلاصه شبهای بلند زمستون به هر طوری بود به خوبی و کنار خانواده تموم می شد اما حالا …

دلم لک زده برای صحبتهای مادربزرگم و شلغمی که از روی بخاری می آورد می ذاشت جلمون تا بخوریم و اونم شروع می کرد به حرف زدن  خدایش بیامرزد.

نفسشون حق بود و وجودشون رحمت از اونجا که ما یک خانواده سنتی هستیم و به این امر افتخار می کنم وجود ایشون تو زندگیمون باعث می شد که همه فامیل شبهای مختلفی از همون شبهای سرد می اومدن به دیدن ایشون و ما هم طفیلی های وجود این بزرگان  بابچه های فامیل شیطنتمون گل می کرد.

یادش بخیر …

 

نظر شما چیست

نظر شما